๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑

"با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ | بهمن ۱۳۹۷

سعید -:¦:-
๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ "با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

با من...

با عـــــشق ،  

زمـــان فـــرامـــوش مـــی شـــود

 

{بهشت} چیست؟

یک مکان؟

یا که یک

احساس؟!

وَ {عشق}

درین ماجرا کُجاست؟

یک احساس؟

یا که یک

مکان؟!

پدر بزرگم هروقت میخواست کثرت چیزی را بیان کند

می گفت: "یک دریا..."

مثلا می گفت: نمی دانی فلانی یک دریا پول دارد!

کی می رسد روزی که

تو رو به رویم بایستی،

زل بزنم به چشمانت و بگویم:

" فلانی نمی دانی من، تو را یک دریا دوست دارم!"

آهنگ ها با من...

ماشین با من...

جاده‌اش با من...

صدای بلند پخش و سرعت بالا

توی جاده با من...

جنگل خیس و بارون خورده با من...

جمع کردن هیزم با من...

درست کردن آتیش با من...

بوسیدنت با من...

یه دنیا خاطره و حس خوب برات ساختن

با من...

فقط بودن با تو،

فقط بودن از تو،

فقط بودن...!

 

 



تاريخ : بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ -:¦:- توسط : سعید -:¦:-
.: Weblog Themes By SlideTheme :.