๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑

"با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ | اردیبهشت ۱۳۹۹

سعید -:¦:-
๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ "با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

سرشارم از تو

 گم شدن در نگاه  تو چه زيباست !

 

از خودم برایت بگویم؟

از خانه،

از خیابان

شهر،

شب؟

از کجا برایت بگویم

عشق من!

جایی که تو نیستی، گفتن دارد؟

به من بگو

برای دیدنت کجا بایستم؟

تو از کدام کوچه ، خیابان؟

کدام شهر می گذری؟

به دست های منتظرم چی بگویم؟

با دل دیوانه ام چه کنم؟

برای سیر کردن نگاه

عمر نوح از کی طلب کنم؟

برای خنده هات کی بمیرم؟

تو شبیه هیچکس نیستی...

تو مثل باد جنگل ،

مثل نسیم دریا ،

مثل خنکای صبح بهاری

همیشه جاری هستی در من

می بینی آدم تشنه‌ش میشه له له میزنه،

هی آبمیوه و چای و هزار جور چیز میخوره

ولی در نهایت بازم تشنه شه،

وقتی به آب میرسه

تا یه قلوپ میخوره میگه:

آخیش...

تو اون آخیشی...

در واقعیت رویای منی

توی رویا مال منی
 



تاريخ : چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ -:¦:- توسط : سعید -:¦:-
.: Weblog Themes By SlideTheme :.