๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑

"با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ | فروردین ۱۴۰۰

سعید -:¦:-
๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ "با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

سه کلمه

یه کاری کُن از فـِکرت دَرآم...

 

نوشتم رها، سرمست، دیوانه.

کاغذ رو روی میز گذاشتم،

گفتم بفرما،

این سه تا کلمه‌ی من

دکتر گفت با این سه تا کامل تعریف میشه؟

این‌ها در واقع یکی هستن

گفتم عوض کنم؟ گفت عوض کن

سه تای دیگه بنویس

نوشتم پرنده، تلخ، دور

دکتر گفت چون دوره تلخه یا چون تلخه دور؟

گفتم ذاتش دور و تلخه

یعنی اگه نزدیک هم باشه تلخه،

اگه شیرین هم باشه دوره

دکتر گفت تصویرش کامله با این سه کلمه؟

گفتم عوض کنم؟ گفت بنویس

نوشتم: شراب، آزردگی، فراق.

نوشتم خواستن، ابتلا، نخواستن.

نوشتم آغوش، نوازش، خشم.

خط زدم همه رو

نوشتم جان من است او

دکتر گفت این چهارتا کلمه شد

گفتم من رو حذف کن

من رو همه حذف می‌کنن،

لبخند زد و برام قرص‌های تازه نوشت

که یکیش صورتیه،

رنگی که دوست داشتی

تو چی؟

تو بلدی کسی رو که دوست داری

تو سه کلمه تعریف کنی؟

 

 



تاريخ : بیست و ششم فروردین ۱۴۰۰ -:¦:- توسط : سعید -:¦:-
.: Weblog Themes By SlideTheme :.