بارون + جنگل + تو

.
گفتم:
بوی تو را
بیشتر از بوی باران دوست دارم
گفت باران؟!!
گفتم
من عاشق بارونم
میمیرم واسه بارون
مخصوصا خیس شدنشو...
تو بوی عطر خاک باران خورده ای
چه طراوتی بود
میان انگشتانم
وقتی کاشتم قلبم را
در باغچه امروزت
باران بود و تو بودی و خاطره
زرد و سفید و قرمز
و طراوت از لاب لای انگشتانم می بارید
وقتی خاطراتت را می کاشتم
چکیدن قطرات باران از بام
خبر آمدنت را می داد
بهاری شده ام
گل شگفته ام
منتظر دیدارت مانده ام
بیا ک وقت عاشقی ناتمام ماند
بیا بیا ۔۔۔ زودتر بیا
.

تاريخ : یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ -:¦:- توسط : سعید -:¦:-





















