طعم نارنج بوسه هايت...

من.......
تو......
کافه بهارنارنج.......
بهارنارنج......که اصلا مزشو نفهمیدم
نمیشد! نمیشد کافه رو دید! نمیشد مزه ی چایی را فهمید
چون تو اونجا بودی....کنار من......
هرکسی باید دوبار حرفشو تکرار میکرد تا بفهمم
چون.........
تمام حواسمو برده بودی
این چیه تو وجودم که تو رو اینقدر قوی کرده تو تک تک سلولام؟
تو مینوشیدی و من.....
من فقط خیره خیره نگاهت میکردم!
نمیتونستم!
نمیتوستم از این کار اجتناب کنم
من
تو
خیابون
پیاده
سواره
...
دلم میخواست بغلت کنم!
آره این حس تو تمام لحظاتم بود امروز!
مثل یه خواب بود
یه خواب شیرین......
لخظه لحظش شیرین وبد...........
کاش تموم نمیشد!
کاش هنوز کنار هم نشسته بودیم .......
کاش هنوزم کنار هم توی خیابون قدم میزدیم.....
از ته دل آرزوم این بود که ساعت نگذره که روزها کنار تو باشم
امروز بعد از اینهمه روز ....روز خوبی بود!
روزی که مال من و تو بود!

تا ابد دیوونتم دیوونه
دیوونه ی تو ام

دوست دارم نگات کنم تا که بی حال بشم
تو ازم دل ببری منم اغفال بشم
دوست دارم برای تو با همه فرق کنم
خودمو توی چشات یه تنه غرق کنم
با تو باشم غم چیه با تو مرگم آسونه
آخه دیوونه میشم وقتی میگی دیوونه
دیوونه
دیوونه
دیوونه
حال میده ناز کنی تا نوازشت کنم
بیخودی قهر کنی غرق خواهشت کنم
دل بدم به خنده هات سپر بلات بشم
الهی تصدقت الهی فدات بشم
مگه میتونم تورو با کسی عوض کنم
لعنتی صدام بزن هی بگو تا حظ کنم
دیوونه
دیوونه
دیوونه
تو حصار بغلت زندگی به کاممه
همه چیت مال منه سندش به ناممه
وقتی میخندی برام خونه آفتابی میشه
گلدونا گل میکنن آسمون آبی میشه
گلای نسترنُ بذار پشت پنجره
زل بزن توی چشام تا دلم ضعف بره
دیوونه
دیوونه
دیوونه























