تو دوباره حادثه ساز شدی ...
و من چه حادثه خیزم !

رفتن ات٬
آمدن ات٬
خنده ات٬
گریه ات٬
آشتی ات٬
قهرت٬
عشق ات٬
نفرت ات٬
دوری ات٬
نزدیکی ات٬
وصال ات٬
فراق ات٬
صدایت٬
سکوت ات٬
یادت،
فراموشی ات٬
مهرت٬
کینه ات٬
خواندن ات٬
نخواندن ات
و اصلا بودن ات
و نبودن ات
سنگین است٬
سنگین است٬ سنگین است...

زیاده خواه نیستم
جاده ی شمال
یک کلبه ی جنگلی
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی
کمی هیزم
کمی آتش ...
...
...
مهِ جنگلی
کمی تاریکی ِ محض
کمی مستی
کمی مهتاب
و بوی یـار
و بوی یـار
و بوی یـار
.
.
.
خودشم بیاد بد نیستا...!!!

پی نوشت مخصوص : چشم هايم دنبال ِ تو ميگردند ... فقط ...
تاريخ : هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ -:¦:- توسط : سعید -:¦:-





















