๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑

"با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

ابر باردار

سعید -:¦:-
๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑ "با چشمان عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم"

ابر باردار

به تو فکر کردم که بارون بباره...!
 
 
 
 تو نیستی و درها دیوارند
 
صدایت باید در خانه مانده باشد
 
صدایت را می‌زنم به دیوار،
 
برمی‌خورد،
 
می‌پیچد

می‌بینم صدای خودم است

کجایی با تمام موهات روبروی پنجره بایستی
 
باد مو شکافی کند

وقتی نیستی باد چگونه شب را از صورت صبح کنار بزند

انگشت‌هات را برده‌ای که موهات را نریزند توی صورتت

دست‌هات را برده‌ای برایم چای نریزند
 
وقتی نیستی تمام اتاق‌های جهان خانه‌خالی‌اند

تو نیستی جهان اتاق مخروبه‌ایست

و دیوارهاش پر از فراموشیند
 
 

 
 

شنبه ها رو با نام تو آغاز میکنم

یک شنبه ها رو با یاد تو می گذرانم

دوشنبه ها رو با بوی تو می گذرانم

سه شنبه هارو با خاطرات تو می گذرانم

چهار شنبه ها رو با مهر تو می گذرانم

پنج شنبه ها رو با رویای تو می گذرانم

جمعه ها رو با فکر کردن به تو می گذرانم

هفته ها رو به عشق تو به پایان می رسانم

 

    

 

دیروز دردهایم را به دریا سپردم

چه صیدی کرد ماهیگیر

 از ماهی های

 دِق کرده


.

.

.

 

 



تاريخ : دوم دی ۱۳۹۲ -:¦:- توسط : سعید -:¦:-
.: Weblog Themes By SlideTheme :.