"برایت دعامیکنم از فرط عشق بمیری"

همیشه می گفت:
تا به امروز
کسی را به اندازه ی من
دوست نداشته است
اما من هرگز به او نگفتم
که اصلا قبل از او
کسی را دوست نداشته ام...
عاشق که باشی،
دست خیالش را میگیری میبری شهر را ببیند،
دو قدم جلوتر راه میروی که دستش را بکشی!
باید بگوید آرامتر!
باید بگویی دلتنگی!
عاشق که باشی
خاطرههایش را میریزی توی جیبهایت،
هر چند دقیقه یکی شان را میچشی
عاشق که باشی
مزه خاطرههایت شور است!
عاشق که باشی
همیشه پاییز است،
همیشه حواست دست باد!
عاشق که باشی،
آواره ای...
دلتنگی بی خبر میاد
وسط یه مهمونی
وقتی داری میخندی و خوش میگذرونی
به شکل یه آدم میاد
یه نگاه
که خیلی شبیه...
وا میری...
سرتو میندازی پایین که نبینی،
که یادت نیاد
که یادت بره،
که یادت نمیره...
مگه میشه یادت بره...
اما من
هر بار که قلبم در سینه مى لرزد
فکر مى کنم چقدر خوشبختم
خوش بخت ترین آدمها کسانى هستند که
کسی را در زندگى دارند
برای دلتنگ شدن






















